سپهرسپهر، تا این لحظه: 15 سال و 1 ماه و 11 روز سن داره

سپهر عشق مامان

آقاجون رفت پیش خدا

1391/12/8 10:17
نویسنده : مامانی
215 بازدید
اشتراک گذاری

سلام قند عسلم، سلام آرامش وجودم که این روزها بیشتر تو هستی که به مادرجون روحیه میدی تا یه کم خنده به لبهاش بیاد.

حوصله و حال نوشتن ندارم. خسته تر از اون هستم که بتونم این خاطره بد و ناخوش رو توی وبلاگت به عنوان خاطره ثبت کنم. کاش نبودم تا این خاطره هیچوقت اینجا به دست من ثبت نمیشد.

نمیتونم زیاد تایپ کنم. فقط اومدم تا توی وبلاگت این خاطره بد رو (از روی ناچاری) ثبت کنم.

اینکه :

آقاجون به پیش کبوترهایی رفت که بعضی صبحها میبردمت اونجا و بیدار بودی و آقاجون با چه ذوقی میبردت توی کوچه تا کبوترها رو نشونت بده و بگه "توتو".

حالا از اون روز هروقت میریم بهشت آباد پیش آقاجون، و گنجشک و پرنده میبینی، میگی "توتو"

قربون توتو گفتنت.

بابا بهت میگه سپهر کو آقاجون؟

عکس آقاجون رو نشون میدی و همه قربون صدقه ات میرن و اشک از چشم هاشون جاری میشه.

آقا جون بعد از تحمل یک ماه بیماری سخت ، روز 1 اسفند ، مصادف با میلاد امام حسن عسکری (ع)ساعت 12:30 ظهر (حدوداً) بعد از انجام یه عمل 4 ساعته ی سخت ، به بیهوشی کامل میره و دیگه هیچوقت بیدار نمیشه.اون روز من هم همراه بابایی و مادرجون و خاله و عموهای بابایی بیمارستان بودیم. بعد از بابا و آقاجون (بابای خودم)، من سومین نفری بودم که این خبر رو شنیدم.....

بابا (پدر شوهر عزیزم) قدرت بودنت رو ندونستم، شنیده بودم عروس برای پدرشوهر خیلی عزیزه. حالا بیشتر  از قبل فهمیدم.

اگه حرفی زدم و ناراحتت کردم، منو ببخش.

به خدا خیلی دلم برات تنگ شده.

 

سپهرم، آسمان آبیه مامان، شرح ماجرا رو بعداً کامل واست میزارم.

الان حال خوبی ندارم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (9)

بهاره مامان امیرمحمد
8 اسفند 91 10:59
سلام مامان سپهر قشنگم خدا نگهداره براتون این گل پسر قند عسل شیرین تر از عسل را فداش بشه خاله بهاره من امروز با شما آشنا شدم متأسفم خدا رحمت کنه غم آخرتون باشه امیدوارم شما همیشه سلامت باشید به ما سربزنید خوشحال میشم بوس از لپ سپهر جونم


سلام عزیزم. مرسی ، خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه.
چشم در اولین فرصت خدمت میرسم.
مامان مهبد كوچولو
8 اسفند 91 12:47
انا لله و انا اليه راجعون
زهراي عزيزم ، سپهر نازنينم ،
درگذشت پدرشوهر مهربانت و پدر بزرگ دلسوز سپهر را تسليت عرض ميكنم و از درگاه ايزد منان برايتان صبر و مسئلت خواستارم .


سلام مهدیه عزیزم. ممنونم گلم. لطف داری. خدا رفتگان شما رو هم رحمت کنه.
مامان اهورا
9 اسفند 91 14:04
سلام عزیزم تسلیت میگم انشالله غم اخرتون باشه خدا به همه تون صبر بده و پشت پاش براتون خیر باشه تن بازماندگان سلامت. سپهر رو ببوس عزیزم


سلام عزیزم. مرسی گلم.
حتماً
فریبا مامان رایین
10 اسفند 91 1:03
عزیزم... (
از خوندن این پست خیلی ناراحت شدم...
((
نمی دونم چی بگم...
خدا صبرتون بده...
می فهمم الان تو چه حال و احوالی هستی...
ایشالا که هیچ وقت غم نبینید...



سلام فریبا جونم. ممنونم گلم لطف داری. مرسی که درک میکنی.
شما هم همینطور گلم.
مامان مهبد كوچولو
14 اسفند 91 14:21
سلام زهرا جونم زودتر برگرديد دلمون برات تنگ شده


سلام مهدیه جونم.لطف داری گلم.
اومدم و واست نظر گذاشتم عزیزم و منتظر جوابت هستم.
ماچ
مامان پریسا
16 اسفند 91 12:35
سلام زهرا جون

تسلیت میگم. خیلی ناراحت شدم.ایشالله که روحشون شاد و بهترین جای بهشت نسیبشون بشه .

خدا بهتون صبر بده.


سلام مریم جان. مرسی عزیزم. لطف داری.ایشالا.
بازم ممنون
مامان علی خوشتیپ
19 اسفند 91 14:21
سلام عزیزم
بازم تسلیت میگم.غم آخرتون باشه
ایشاالله آقا مهدی سلامت باشن و سایشون از سرتون کم نشه


سلام عزیزم. بازم رسیدنت بخیر.
ممنونم گلم.لطف داری.
مامان علی خوشتیپ
19 اسفند 91 14:22
خوشحالم باعث خندت شدم
امروز تو اتاق فکر هم به من خیلی خوش گذشت.دعا کردم کلی به جون اداره برق


مرسی عزیزم. به خدا به منم خیلی خوش گذشت. خیلی تو روحیه ام تأثیر داشت. البته بیشتر چون تو اونجا بودی گلم.
مسافران آسمانی
2 اردیبهشت 92 13:14
عزیزم شرمنده این چند وقت انقدر درگیر بودم که خیلی نرسیدم بیام نت ، امروز متوجه شدم که پدر شوهرتون فوت شدن...تسلیت میگم عزیزم و امیدوارم که غم آخرتون باشه...خدا به بازمانده هاشون صبر بده ...
واقعا پدرشوهرا خیلی عزیزن...منم پدرشوهرمو خیلی دوست دارم انشااله خدا همه باباها رو حفظ کنه...


سلام گلم. مرسی لطف داری. رفتگان شما رو هم خدا بیامرزه.
دقیقاً همینطوره. قدر پدرشوهرتو خیلی بدون.
الهی آمین.